لحظه ی بعد از بوسه!

یک پستی خوندم چند روز پیشا از یک وبلاگی... چقدر دلم برای این حس و این نگاه تنگ شده. همون حس و همون نگاهی که تو این چند خط ازش نوشته شده. همان "جان رابطه" که ازش حرف زده. می خوام به خودم بقبولونم که به این "جان رابطه" احتیاج ندارم ولی دارم. می خوام بقبولونم به خودم که می تونم بدون این "جان رابطه" سر کنم اما نمی تونم. این فاصله ها همیشه این "جان رابطه" رو ازم می گیرن. هی هات!

 

پ.ن: خیلی حرف دارم!‌

/ 0 نظر / 16 بازدید