فصل 5

از وقتی تو پیداشده ها، گمت کردم، روزهام بی قید شدن. دارم برات بی خیال ترین مرثیه هارو می نویسم. می نویسم که بیام روی سنگ قبرت حک کنم و گریه هامو توی قبرم کنار جسدم دفن کنم. برات مرثیه ی کلاغ هایی رو می نویسم که روی مترسک یک پا، توی کوچه ی انتهای کوچه شاعروار قار قار می کنن. 

/ 0 نظر / 27 بازدید