سر آغاز!

 

بودن را هنگام بودن کشف کردم...
نبودن را هنگام رفتن...!
آمدن خود قصه ای بود...!
شاید روزی دگر...
جایی دگر...!
قصه ای تازه...
ثانیه ها را خواهم شمارد تا ثانیه ای جدید!!!

 

 

 

/ 13 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ب.ر

یعنی چی ؟کجا؟

lost-destiny

انگار يه برگ جديد داره ورق می خوره...انگار داره يه اتفاق جديد ميفته...!!!!

ماه بانو

سلام.بی خبر داری کجا می ری.ما تازه داشتيم با هم دوست ميشديم.مارو بی خبر نذار.

dokhtare kebrit foroosh

bebinam inja che khabare??? to mikhay beri??...yani chi?? bikhod kardi mikhay beri?? mage share herte??? ma taze baham doost shodim.khejalat nemikeshi??:D vali jeddi jeddi ye vaght naria...delam barat tang mishe...rasti to koja zendegi mikoni?? boos boos babye

من تنها

تو رو خدا از اين شوخی ها نکن...کجا دوست من...دلت می آد...مردم از بس اين چند وقت خبرای بد شنيدم هيچ کاری از دستم بر نمی اومد که انجام بدم..تنهام نزار ..بهم سر بزن...البته اگه اومدم...شاد باشی...به اميد اينکه يه روز همديگه رو ببينيم..باهم ساز بزنيم...نمايش روی صحنه ببريم..کانون بريم و تمام کارهايی که توش وجه اشتراک داريم رو انجام بديم...

سهیل

مطمئن هستم که خودت بهتر از هر کسی ميدونی که بايد چی کار کنی ... رفيق اميدوارم بتونم شما رو دوباره ببينم ... آرزوی موفقيت دارم برات ... هميشه شاد باشی... فراموش نميشی .... هيج وقت... رفيق کوچيکت ....سهيل.

داداشی

سلام. يو هوووووووووووووو ! خوش بگذره. کلی خاطره خواهی داشت که بعدا حتما می گی.

من تنها

دوست جون من واقعانی ديگه نمی خواد بنويسه با دوس داره ما التماس کنيم..ای نويسنده..ای شکسپيز..ای هدايت..ای دانته ..ای بنويس ديگه

داداشی

سلام. چرا کار نمی کنه؟ بر گشتين؟ خوب سر فرصت بنويسش. اگرم حوصله نداری موکول کن به بعد.