ثانیه شمار


الان دقیقا
۲ ساعت و ۱۰ دقیقه به تحویل سال مانده است و من بی خبر از حال و هوای تهران پشت این دستگاهی که گاه به من درس صبر می آموزد( از کم سرعتی این بشر جان) گاه مرا عصبی می کند( از هنگ کردن های بی موقعی که باعث می شود ...) نشسته ام...

سفره هفت سین را با این دستان چیدم٬ امروز صبح ۳ ماهی قرمز خریدم٬ گل های بهاری خریدم و تخم مرغ ها را رنگ کردم.

احساس می کنم دلم برای حاجی فیروز تنگ شده.خیلی زیاد!!!

کاش اینجا هم حاجی فیروز داشت.

سکه های ایرانی در سفره ام است.قلب ایزدم کنار آینه می تپد.کاش از حالا شمع ها را روشن می کردم تا فرار از ۸۴ را روزدتر ببینم٬ اما انگار تنها چیزی که خواهم دید رسیدن به ژرفای بی کسی است.

این سفره همه چیز دارد جز یک چیز آن هم صفای توست...

این عید باستانی و با شکوه٬ عید نوروز را تبریک میگم...

                                                  امسال سال به تحقق رسیدن آرزوهاست...

 

 

 

/ 0 نظر / 6 بازدید