درد!

این روزا کبوترها هم به دنبال قفس می گردن.این روزا حیوونا هم دلشون نمی خواد آزاد باشن.خیلی سخته ببینی همه نشستن ولی قشنگه اون زمان که همه با تو همدرد میشن.بارون میاد ولی چه بارونی،بارون سفید که منو می کشه یا آبی که بهم زندگی می بخشه.همسایه فریاد می کشه اما کسی نیست بره اونو از خواب بیدار کنه تا دیگه کابوس نبینه.

پس تو کجایی؟!این همه صدای شیون نمی شنوی،نمی بینی چطور عروسک های گل گلی تیکه پاره میشن،نمی خونی چند برگ سبز بی رحمانه از درختا کنده میشن.

من مجسمه و تو بت شکن،مرا بشکن و خرد کن.اما بزار بچه ها عروسکاشونو همیشه تو بغل داشته باشن.

 

 

 

 

/ 2 نظر / 7 بازدید
یه آشنا

سلام. ولادت امام رضا مبارک.حرفات خيلی به دل ميشينه.

sabra

اگه همه مثل شما فکر می کردن چه قدر زيباتر بود سلام بر شما هم مبارک گرچه قبلا تبريک گفتم بازم می گم...