تنها امید رهایی!

فقط من بودم و صدای سازم در میان آن همه جمعیت ناشناخته!

فقط من بودم ونوای الهه ناز که از گلوی سازم بلند می شد!
سل سی ر     دو سی می     می فا فا می!!!
رنگ ماهور !!!
ضرب کنار دستم زده می شد و مرا به پیش می راند!!!

و تنها سه تار من بود که غریب میان آن همه همهمه و زلزله صدایی دل نشین از خود در می آورد!!!
کاش استادم بود و مرا در آن حال می دید...اما نه! شاید اگر می بود هیچ وقت نمی توانستم شهامت نواختن داشته باشم!

او نبود٬ تصویرش روبه رویم خود نمایی می کرد و گاه ایرادهای مرا می گرفت!
سل سی ر     دو سی می     می فا فا می   شاید می می میهن!

انگشتانم خود به خود روی دسته سه تار حرکت می کردند و سیم دو نه انگار سیم سل بود که لحظه ای به من خیره گشت و گفت لالالالا لالالالا دو دوست فا فارق از سی سیاهی ر رفتند...

و به کجا...شاید این نت ها بودند که مرا پرواز دادند شاید این نت ها بودند که به خانه استادم رسیدند و ساز او را نیز همزمان به صدا درآوردند!!!   

دو می ر دو سی لا سل لا سی دو ر می دو می ر دو می ر دو سل!!!

با همه اضطراب و واهمه ای که داشتم نصیر خوانی خوانده شد و ردیفی از ردیف ها در کنار نت ها حرف دلم را خواندند. 

 

 

 

/ 4 نظر / 6 بازدید
مريم مجيدي

سلام عزيز .... خوبي ؟؟؟؟ مرسي كه بهم سر زدي .... بازم بيا .... نمي دونم فرزاد حسني خواب ديده يا سبزه گره زده ولي فكر ميكنم دسته گله عروسو كه پرت كردن اين گرفته ..... (چشمك) بازم بيا ..... قربونت مريم

ncbanoo

سلام دوست عزيزم، واقعا جای همه خالی بود.هوا عالی و درختا سبز خوشرنگ و... واقعا وصف ناپذیربود.امیدوارم فرصتی پیش بیاد و یه سری به شمال بزنی .حتما در اولین فرصت چند تا عکس خوشگل میذارم که شمام در این تجربه شریک شین.

ncbanoo

آها راستی من لينکتو گذاشتم .

mane tanha

سلام هنرمند...چطوری خانمی؟؟؟بهتر شدی؟؟؟افتخار می دی در کنار سه تارت ضرب بزنم؟؟؟می گن خوب می زنم ولی فکر نمی کنم به پای تو برسه...در ضمن مرسی که لينک منو گذاشتی ..راستش من در اين مورد خيلی ناواردم وگرنه حتما لينک می دادم...خوش باشی عزيزم...