خواستم از عشق بگویم ...

خواستم از لحظه ای بگویم که بدون تو سر کردم...

خواستم از روزهای بهاری بگویم...

 بازخواستم از عشق بگویم...

خواستم از خواطرات شیرین با هم بودن بگویم...

ولی نتوانستم خود را سرگرم بازی با مورچه ها کنم...

نتوانستم به امید بهاری دیگر قدم بر دارم...

نتوانستم ایمان بیاورم که

                                                    تا شقایق هست زندگی باید کرد...

 

 

 

/ 0 نظر / 6 بازدید