خاموشی در فریاد

 

تازه از راه رسیده بودم ، حس کردم امروز یک روز عجیبی باید باشد.نمی خواستم در اندیشه اندوه و مرگ باشم اما ثانیه ها مرا در لحظات پایانی روز در خود غرق کردند.

 

"امروز در ساعت 1 و ...... در منطقه..... در تهران....

و دیگر هیچ ، چشمان همه از اندوهی جان فرسا پر گشته بود ، قلب همه کماکان می تپید تا جمله بعدی را از دهان مجری اخبار بشنوند...

 جمهوری اسلامی ایران...... C-130  "هواپیمای

 

 

یک هفته از آن حادثه تلخ می گذرد و ثانیه ها چه زود ما را در غم خود اسیر کردند.هر وقت به سمت تلویزیون می روم و اخبار مانور ارتش ایران را نشان می دهد اشک از چشمانم سرازیر می گردد ، وقتی خبرنگاری از مانور هوایی می گوید امکان ندارد ایرانی باشد و آن حادثه تلخ در ذهنش تداعی نشود...       

 

خدایا! گناه آن عروس چیست که تازه یک سال بود عشقش را پیدا کرده بود؟! گناه آن دو قلوی سه ساله چیست که باید بدون عشقی خندان در کنار آه ها و اشک های مادر زندگی کنند و هر وقت کودکی را ببینند که صمیمانه صورت پدرش را می بوسد حسرت بخورند و در انتظار پدری دلسوز به چهره افسرده مادر بنگرند.

 

دیگر صدایی نمی آید جز درد بی درمان قلب هایی عاشق ، دیگر چهره خندان خبرنگاران نیست که از جان فشانی دلاوران ایرانی بگوید ، دیگر مستند سازی نیست که حرف دل آدم ها و طبیعت و از همه مهم تر حرف های قلم خاموشی را بزند که با آن می نوشت.حال این قلم خود به صدا در می آید که" آهای! صاحب من کجایی؟! کجایی که مرا در آن دستان گرم بگذاری و بر روی ورق های سفید به حرکت درآوری؟! کجایی که صدای قلبت را بشنوم و با  به پایان رساندن جوهر خود به تو بفهمانم روزگار به پایان نیامده به سراغ قلمی دیگر برو."

 

تلویزیون هنوز از شما می گوید ، هنوز فیلم هایتان را نشان می دهد ، هنوز صدای خنده هایتان در تک تک خانه های مردم می پیچد.

هیچ قلبی شمارا فراموش نمی کند و تو به سراغ کودک سه ساله ات برو و بگذار شب بر بالین تو بخوابد هرچند که آن چهره و لبخند گرمت را نمی بیند ولی مطمئن هستم که حست می کند و خواهد خندید.

 

از دیده خون دل همه بر روی ما رود                                    

برروی ما ز دیده چگویم چها رود  

ما در درون سینه هوایی نهفته ایم                                    

 بر باد اگر رود دل مازان هوا رود  

 

 

 

 

/ 4 نظر / 6 بازدید
Malek

سلام. چه قالب ضايعی ايه !!! سر نمی زنی ها.

Malek

سلام. بايد روحيه انتقاد رو پرورش داد. درست وبلاگ من در تمامی موارد ضايع است. ان شاالله که با راهنمايی شما بهتر بشه.

sabra

salam, shoma asan meske shukhi va jeddi ra tashkhis nemidin man asan 1000 baram behetun begam narahat nemisham ay baba!!! beloge shoma ham zaye nist faghat ghalebesh rangesh jaleb nist hamin vagar ne ke por mafhoom ast

Malek

سلام. بابا آپ کن ديگه.